تو دبيرستان ما چهار تا دوست بوديم كه بهمون ميگفتن چهار تفنگ دار!!!
عاقا هر روز يا پاي دفتر بوديم يا از مدرسه فرار ميكرديم (يني تو كل سال تحصيلي يه روزم تا ظهر تو مدرسه نمي مونديم)يه روز كه طبق معمول از مدرسه جيم شده بوديم با موتور زديم تو دل شهر و تك چرخ زدن؛ اون روز دوستم راننده بود و من پشت سرش نشسته بودم.بعد از كلي فكر كردن متوجه شديم اگه من يكم برم عقبتر بشينم موتوره جلوش بيشتر مياد بالا ... يني يه تك چرخي زديم كه نگو ولي متاسفانه اثرات جانبي هم داشت...
هيچي ديگه...من مثل خمير مايع نون سنگك پهن شدم وسط آسفالت!!!
نمایش مطلب شماره 55874
تاریخ انتشار : اسفند 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
21502
بازدید دیروز: 53008
کل بازدید: 532205021
بازدید دیروز: 53008
کل بازدید: 532205021










