دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 55285

تاریخ انتشار : اسفند 1391

تو جمع ضایع شم اگه دروغ بگم
پریشبا تو کوچمون دزد اومد ملت داد و هوار ما خبر شدیم دویدی متو کوچه پلیس اومده بود . یهو یکی از همسایه ها که پیر مرد بود از در خونش دوید اومد بیرون
....یهو کوچه پوکید رفت رو هوا این یه شلوار راه راه بر عکس پوشیده بود یه یه شرت سفید خال خالی قرمز روش...یکی گفت حاجی میمدی یه دقتی میکردی .
پسرا دخترا خودش که هیچی زنشم داشت سکته میکرد گفت . درد بیگیری نمیشد نیای صبح برات میگفتیم...دیگه داشت کوچه شلوغ میشد زنش به پسراش گفت اون عقب یه جا وا کنید این بره تو خونه.....
هیچی ماجرا به خیر خوشی تموم شد
ولی چیزی که ذهن منو مشغول کرد این بود چرا شرت و شلوارشو کامل درآورده بود که بعدا مجبور شد هول هولکی بپوشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بکوب لایکو