تاریخ انتشار : اسفند 1391
یه روز داشتم جلوی آپارتمانمون راه می رفتم یه یکدفعه یه نفراومدگفت بیا ماشینمو هول بده منم که اصلا حوصله نداشتم خودمو زدم به ناشنوایی وچندتا ادای ناجور از خودم درآوردم حالا یک هفته گذشت رفتم نزری پخش کنم دختری درروبازکرد منم داشتم خوش وبش می کردم یکدفعه دیدم مرده ازپشتش اومد وای داشتم ازخجالت آب می شدم تازه گفت پس کربودی ها











.gif)
.gif)