دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 54975

تاریخ انتشار : اسفند 1391

امروز بابام داشت کمک مامانم خونه رو تکون میدادن، بابام خیلی زود عصبانی میشه ولی داره یه کاری رو انجام میده ولی به قول مهران مدیری" هی نمیشه"، همش عجله داشت زود تموم بشه کارها،داشت حرص میخورد بعد که تموم شد اومده نشسته ینی داره با من درددل میکنه.
میگه: من هر چی بخوام عمر کنم 20 سالشو این مامانت کم میکنه.
بابام 60 سالشه
منم خیر سرم ینی اومدم همدردی کنم گفتم: یعنی الان شما باید 80 سالت باشه؟
هیچی دیگه بابام کلا از درد دل پشیمون شد رفت تو افق ما هم داریم در به در دنبالش میگردیم...