در دوران طفولیت داشتم با دوستم بازی میکردم و قضیه این بود که باید یچی گیر میاوردیم راجبش چاخان میگفتیم!!! مثلا علف بگیریم دستمون و بگیم اینا مار های آناکوندا هستن!!
عاغا هی من گفتم هی اون گفت آخرش هیچی دم دستم نبود یه چیزی برداشتم فکر کردم یه سنگه سفیده کوچیکه!بهش گفتم این تخم ازدهاست!!
اون رفت دنبال چیزی بگرده بازی رو ادامه بدیم که من راجب چیزی که توی دستم بود فکر کردم وبعد چند ثانیه فهمیدم اون سنگ نیست گلاب به روتون دستشویی درحال تجزیه شدن گربه ست..........
آخه لامصب پس چرا اینقد سفید بود؟؟؟
خدا روشکر نفهمید وگرنه ه ه ه ه.....
بهم قول بدین اگه این مطلب ثبت شد منو نفرین نکنین......
نمایش مطلب شماره 54633
تاریخ انتشار : اسفند 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
6116
بازدید دیروز: 53008
کل بازدید: 532189635
بازدید دیروز: 53008
کل بازدید: 532189635










