تاریخ انتشار : اسفند 1391
دو تا خواستگار سمج داشتم،یکی شون دوست پسر خالم بود...یه روز این میومد،یه روز اون...دو سه ماه پیش دیدم صدای دعوا از تو کوچه میاد،از پنجره نگاه کردم دیدم او دوتا دارن باهم دعوا می کنن...از این ماجرا 2ماه گذشت و هیچ خبری ازشون نشد...چند وقت پیش از پسر خالم شنیدم که اون دوتا خواستگارم با هم شرکت زدن...خب الان من چی بگم...











.gif)
.gif)