دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 54496

تاریخ انتشار : اسفند 1391

این داستان مال دبیرستانم هست!! ی روز سر کلاس بودم و جناب معلم طبق معمول درس داده بود و نشسته بود منم گوشی در آورده بودم و شروع کردم اس دادن ی نیم ساعتی ک گذاشت معلم برگشت ب من گفت هی تو گوشی آوردی؟؟؟ منم با ی حالت طبیعی گفتم نه عاغا! گفت:: ببین دانش اموزم من خودم تو لوله بخاری به دنیا آمدم تو نمیخواد مارو سیاه کنی؟؟؟ خداییش دیگه کم اورده بودم گفتم اره عاغا اوردم چطور فهمیدین؟؟؟ میگه اخه میبینم هی لبخند میزنی سرت هم ک پایینه با خودمم گفتم هی دراز گوشی سرش رو نمیدازه پایین و ب کفشش نگاه کنه و بخنده!! خدایی اون لحظه ی نگا ب کنار گوشه کردم فکر کردم خدابیامرز شرلوک هوملز امده سرکلاس!! عاغا معلم دیگه اینجوری دیده بودین؟؟؟