ی روز بعد قول دادن بابام ک اگه این درس نمره خوب بگیری واست ی هدیه میگیرم منم خوشحااااااااااااال نشستم درس خوندم و اتفاقا 20 گرفتم بعد بابام بعد چند روز ی جفت کفش خرید و داستان از اینجا شروع میشه::: و منم صبح تصمیم گرفتم برم با کفشام مدرسه خلاصه صبح شد منم رفتم مدرسه عاغا تا وارد مدرسه شدیم یکی داد زد فلانی امد باورتون نمیشه انگار من گودزیلا باشم همه رفتن کنار دیوار و هیچکی تو حیاط واینستاد منم شروع کردم ب راه رفتن و رفتم توی راهرو ک زنگ خورد و رفتن همه سر کلاس منم توی راهرو شروع کردم رژه رفتن این پام رو میبردم بالا محکم میزدم زمین صدا میپیچید یهو ناظم امد گفت: چته داری چی کار میکنی؟؟ منم با کمال پرویی گفتم دارم کفشای نو ک خریدم امتحان میکنم!! یهو شاکی شد گفت الان ادمت میکنم منم ک زیر لب میگفتم بروبابا کی تو رو آدم حساب میکنه! دوستان چشمتون روز بد نبینه ی خط کش چوبی داشت جوری ادبم کرد جوووووری ادبم کرد ک تا 1 هفته مداد دستم میگرفتم از درد به ناظم فحش میدادم!!!
نمایش مطلب شماره 54034
تاریخ انتشار : اسفند 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
2073
بازدید دیروز: 53008
کل بازدید: 532185592
بازدید دیروز: 53008
کل بازدید: 532185592










