یه خاطره از دوران نوجوانی خودم !
چند سال پیش در ايان رمضان از طرف یکی از اقوام به افطاری دعوت شده بودیم.
من به چند تا چیز حساسیت داشتم و یکیش آروغ بود.(البته الان هم خوشم نمیاد !) حالم به هم می خورد اگه کسی در اتاقی که من هم هستم این کارو می کرد.
هر بار که کسی آروغ میزد ، یا باید بادش میزدم که اون هوایی که از دهنش بیرون اومده از من دور بشه و یا جایی تف می کردم و آب دهانم رو خالی میکردم و البته بهتر بود هر دو رو انجام می دادم !
غذا رو که خوردیم ، کشیدیم کنار!
زیرمون پتو بود و پشتمون متکایی چیزی...
جمع پر بود از سالخوردگان و ... و به صورت کلی آروغ زنهای حرفه ای .
خلاصه ... از چند طرف صدای رگبار آروغهایی که زده می شد به گوش میرسید.
از انجام عملیات شماره یک خودداری کردم.چون اگه وسط جمع شروع به باد زدن بقیه می کردم خیلی ضایع بود.
دومی بالاجبار راه کاری بود که باید انجامش می دادم ولی چه جوری ؟!!!
رمز موفقیتم در عملیات دوم به اینگونه بود:
نگاهی به اطراف مینداختم و مطمئن می شدم که کسی منو نمیبینه ، آب دهنم رو می ریختم دستم و مشتش میکردم ، طوری که زمین نریزه ...
بعد مشتم رو پایین می بردم و زیر پتو خالیش می کردم...
راستی ؛ لازم به ذکر هست که همونطور که خودتون هم میدونین آب دهان بعد از خوردن غذا به مقدار زیادی رنگ عوض کرده و حالت چسبندگی پیدا می کنه و غلیظ تر میشه و حدس میزنم بعد از اتمام مهمانی وقتی می خواستند که پتو هارو جمع بکنن برای کندن اون قسمت پتو از فرش ، کمی دچار مشکل شده باشند.
نمایش مطلب شماره 53598
تاریخ انتشار : اسفند 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
52487
بازدید دیروز: 39267
کل بازدید: 532182998
بازدید دیروز: 39267
کل بازدید: 532182998










