تاریخ انتشار : اسفند 1391
بآ دوستم رفتیم تو یه پاساژی خرید کنیم همینطور که داشتیم خرید میکردیم دیدم یه گودزیلـآ داره با مامانش راه میره
یهو یکی از فامیلاشونو دیدن مامانه گودزیلا شورع کرد احوالپرسی یهو خانومه که آشناشون بود رو کرد به گودزیلا با خنده گفت سـٍودآ خووووبی؟
گودزیلـآ نه گذاشت نه برداشت گفت بــــه تو چــــــــــــــه!!!!
عنـی خـآنومـه تآ درب خروجـی پآسآژ سینه خیـز رفت:|
من حرفی ندارم عـآقـآ











.gif)
.gif)