خاطرات مسخره ی آ4 مکزیکی ، لایک = نزنی حق داری
یک روز می خواستم از خیابون ردشم ولی ماشین ها اینقدر با سرعت می اومدن که انگار فکر کرد تو رالیه جاکارتا مسابقه گذاشتن ، دیگه دلمو زدم به دریا بدو بدو اومدم خیابونو رد کنم که یک ماشین از سانتی متریه من رد شد من خیلی ریکس از خجالت کارش در اومدم ولی دیدم ماشینه 100 متر جلوتر نگه داشت ، آخ عاغا چشمت روز بد نبینه اون کسی که از ماشین پیاده شد پدرم بود دیگه تا خود خونه دنبالم اومد وقتی که منو گرفت...واقعا ببخشید از اینجا به بعدشو خودتو حدس بزنید چیکارم کرد ولی 10 برابر از خجالت من در اومد.
نمایش مطلب شماره 52039
تاریخ انتشار : اسفند 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
8393
بازدید دیروز: 39267
کل بازدید: 532138904
بازدید دیروز: 39267
کل بازدید: 532138904










