دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 50426

تاریخ انتشار : اسفند 1391

یادش به خیر دوران دبیرستان میز دبیرمون فرسوده شده بود به همین خاطریه رومیزی بزرگ می انداختن روش , تازه میخ پرچ های نوپانش هم در اومده بود به غیر از یکی دو تاش که اون ها رو هم به یاری بچه ها در آوردیم و بعد نوپان رو به اندازه ی کافی به طرف کلاس کشیدیم(آخه اون طرف دیوار بود)جوری که ضایع نباشه بعدش هم رومیزی رو انداختیم روش.معلم خرامان چون طاووس مست وارد کلاس شد طبق معمول دفتر نمره و کیفش رو گذاشت روی میز شروع کرد به درس دادن,نیم ساعت نگذشته بود که برگشت سمت کلاس رفت گوشه ی میز بشینه که آقا چشاتون روز بد نبینه ازتوصیف حالات خودش که چطور روی زمین پخش شد بگذریم دفتر نمره وکیف به انضمام محتویات از روی سر ش به پرواز در اومدن و وسط کلاس فرود اومدن همین موقع بود که کلاس منفجر شد یکی از بچه ها می گفت آقا میزو چرا شکستید!!!؟؟؟