دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 50345

تاریخ انتشار : اسفند 1391

امروز رفتم کارناممو از کانون بگیرم گلاب به روتون دست شوییم گرفت با مت کارو شروع کردیم صدای پای چندتا دخترو شنیدم اومدن پشت درب دستشویی هی میگفتن سمیرا زود باش سمیرا مگه بهت یاد ندادم چه جوری زود تموم کنی سمیرا چاه پر شدو از این حرفا(اسم مستعاراست)آغا من اون قدر موندم تو دست شویی تا صداشون قطع شد تا درو باز کردم عین وحشی ها سه تایی گفتن پخخخخخخخخخخخخ ماهم اصلا نترسیدیم (خالی بستم)یه نگاه انداختم بهشون که آب شدن بهشون گفتم ............................اوناهم رفتن اون ور تا من رفتم بیرون مردن از خنده
اصلا کانون رفتن من هر بار یک قضیه داره این از این دفعه اونم از دفعه قبلو ماشین بهروز