آغا من کلاس دوم دبیرستان که بودم یه روز ناظممون اومد گفت تنها جان نزار بچه ها سرو صدا کنن جلسه اولیا مربیان داریم...
منم گفتم چشم@@
تا ناظممون رفت بیرون پریدم رو میز معلممون ...گفتم بچه ها یه فکری دارم؟؟؟گفتن چه فکری؟؟؟گفتم من میخونمو میرقصم شما دو انگشتی کف بزنین (از اونجایی که بچه های کلاسمون درسخون بودن پیشنهادمو رد نکردن)
همینجور که داشتم قر میدادم یه لحظه احساس کردم صدای کف زدن بچه ها قطع شد،،، بلند گفتم: بیا دس قشنگرو!!!
دیدم همه بچه ها با چش و ابرو واسم شکلک در میارن تا برگشتم پشت سرمو نیگا کنم دیدیم ناظممون شبیه کماندار لینجان پشت سرم وایساده
قیافه ناظممون:از سرش دود بلند میشد(انگاری آتشفشان فوران کرده)
قیافه بچه ها:از خنده روده بر شده بودن
گودزیلایی بودم برا خودما فقط دنبال افق میگشتم محو شم@--@
نمایش مطلب شماره 50133
تاریخ انتشار : اسفند 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
28144
بازدید دیروز: 24428
کل بازدید: 532119387
بازدید دیروز: 24428
کل بازدید: 532119387










