دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 49387

تاریخ انتشار : بهمن 1391

تو تاکسی تو ترافیک بودم و هوا هم بارونی بود. لاین سمت راست خیابون هم پر از آب بود و هیچ ماشینی از اون لاین حرکت نمیکرد.من جلو نشسته بودم و شیشه ی سمت منم پایین بود. همینطور که منتظر بودیم یهو راننده گفت یا اباالفضل! نیسان!
من دیگه هیچی نفهمیدم! فقط یه لحظه حس کردم یه چیز آبی رنگ از لاین سمت راست با سرعت رد شد و من خیس شدم!
کلا میخواستم از همین جا از تمام رانندگان نیسان های آبی تشکر کنم که با این وضع رانندگیشون موجبات شادی بقیه ی مسافرین تاکسی ها رو فراهم میکنن! با خاک یکسان شدم جلو بقیه مسافرا!!!