دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 49363

تاریخ انتشار : بهمن 1391

يه معلم داشتيم خيلي جدي و مخوف بود هر جلسه هم درس ميبرسيد يه دفه منو صدا كرد برم با تخته ميخواستم بلند شم كه كفت نه و يكي ديكه را صدا زد من و دوستام هم اروم در حال شادي بوديم و دوستام بهم تبريك مي كفتن و منم خدا را شكر ميكردم كه ناكهان معلم دوباره منو صدا كرد كه ازم درس ببرسه.....
خو اخه برا جي با اعصاب دانش اموزا بازي ميكني؟! نه واقعا جرا؟؟؟؟!!!
(ببخشيد كيبورد عربيه!!!)