تاریخ انتشار : بهمن 1391
دیشب جمعیت مدام برا من کف می زدند و من گیتار به دست ترانه ها را اجرا می کردم.خیلی خوشحال بودم بعد از مدت ها دوندگی به آرزوم رسیده بودم.کنسرت در فضای باز وشرشر باران بر زیبایی ترانه ها اضافه می کرد. در این موقع صدای مادرم رو شنیدم:آب داره سرد میشه از حموم بیا بیرون.











.gif)
.gif)