تاریخ انتشار : بهمن 1391
سر میدون واستاده بودم منتظر دوستم ...
پن دقیقه نگذشته بود دیدم یکی تق تق با دس زد رو پاهام !!
یه بچه دهه هشتادی بود !
بهــــم گفت عمــــــــــــــــــــو!! یه کم بهم پول میدی برم تاکســی ســـوار شم؟
اصلا قیافش به گــــدا ها نمیخورد !!
هیچی! اســــــب شدم یکم بهش پول دادم !!
رفت اونور خیابون منم داشتم نیگـــاش میکردم . هیچی دیگه رفت تو یه مغـــــازه ای یه چیپس واسه خودش خرید و به راهش ادامه داد !!!
عجـــــــــــبا!! اینا آدم ان .......؟!











.gif)
.gif)