عاغا چشت روز بد نبينه.عصاي بابا بزرگم بره تو حلقم اگه دروغ بگم. شب خواستگاري خواهرم بود ما هم با چه تشکيلاتي آماده بوديم .خونواده داماد که اومدن تو،جعبه شيريني رو دادن بهم.واي يه گودزيلا همراشون بود البته گودزيلا چه عرض کنم يه شامپانزه که هي از پله داخل خونمون مي رفت بالا ،از اون بالا مي افتاد پايين .خلاصه ديگه مراسم خواستگاري نبود مراسم حرص خورون بود.انقد اين شامپانزه رفت بالا اومد پايين که ما نفهميديم چي به خورد اون بدبختا داديم شيرينيه هم سر بسته موند که موند .آخرش هم هر چي .... بود نثار گودزيلاي شامپانزه نما کردم
نمایش مطلب شماره 49145
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
5193
بازدید دیروز: 24428
کل بازدید: 532096437
بازدید دیروز: 24428
کل بازدید: 532096437










