این خاطره مربوط میشه به دختر عموم با اجازشون
من با دوستم حمید که تو خونه پشتیه ما زندگی می کنن قرار گذاشتیم هر وقت همدیگه رو کار داریم بیاییم پشت پنجره و برای هم سوت بزنیم ی نوع سوت رمز دار بود که می شد(هو هو ..... هوهوهوهو.......هوهو)
خلاصه یروز عموم اینا خونمون بودن بعد دختر عموم اومده کمک مامانم واسه پختن ناهار مامانم می خواسته بره طبقه پایین خونمون به دختر عموم می گه هر وقت آب قابلمه جوش اومد از این پنجره یه سوت بزن من میام بالا.
دختر عمومم با مدل سوت زدنه من آشنا بود.
خلاصه آب جوش میاد و میاد پشت پنجره.
اینم دقیقا مثل من شروع میکنه به سوت زدن
حمید بخت برگشته هم که فکر می کنه منم
شروع می کنه به عربده کشیدن:
مهدییییی؟؟؟
مهدیییییی؟؟
اوی مهدی؟؟؟
مهدی خره؟؟؟؟
دختر عموی منم تا میبینه اوضاع خیطه میگه
زنعمووووووووو آب جوش اومد
حمیدم از اون طرف داد می زنه که:
آقااااااااااااا مهدی گله؟؟؟
حمید: @<---< (چسبه به سقف)
دوستاش:))))))))))))))))))
دختر عموی من :DDDDDDDDDDDD
نمایش مطلب شماره 49020
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
4099
بازدید دیروز: 24428
کل بازدید: 532095343
بازدید دیروز: 24428
کل بازدید: 532095343










