اون موقع ها یه درسی داشتیم به اسم حرفه و فن . یه بار که معلم ما رو برای نجاری برده بود کارگاه مدرسه،آقای مدیر بصورت سر زده اومدتو کارگاه.
طبیعتا معلممون دنبالش راه افتاد و سر میزهای کار می رفتند، بچه ها هم دورتا دورش حلقه زده بودند. یکی از بچه ها می خواست یک میخ رو بکوبه. با یک دست میخ رو میذاشت ، یه دفعه ول می کرد و چکش رو می کوبید.مدیرمون با قیافه عالمانه بهش گفت پسرم اول میخ را نگه دار و کم کم بکوب بعدکه سفت شد محکم بکوب . اینجوری!یعنی مدیر جوری چکش رو روی انگشت خودش کوبید که هنوزم که هنوزه دلم براش کبابه!
نمایش مطلب شماره 48785
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
2789
بازدید دیروز: 24428
کل بازدید: 532094033
بازدید دیروز: 24428
کل بازدید: 532094033










