دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 48139

تاریخ انتشار : بهمن 1391

یادمه اولین روزپیشدانشگاهی بود دیر رفتم چون حال نداشتم ۴ساعت حرف ناظم و مدیر و....... گوش کنم
گرفتم خوابیدم بعد رفتم مدرسه یواشکی یه جوری که کسی نفهمه رفتم دم کلاس کتاب و کیف هم نداشتم یادم معلم عربی سر کلاس بو نامرد داش روز اول درس میداد در زدم رفتم تو کفت کجا میری گفتم میرم سر جام بشینم گفت چرا دیر اومدی گفتم دبیر ما که از اول بودیم معلم گفت تو که تازه اومدی من با پر رویی تمام گفتم نه من از اول بودم . چون با بچه ها از سال دوم تا حالا بودیم با هم مچ بودیم من به بچه ها گفتم من که از اول بودم همه گفتن اره بیچاره معلم تا اخر سال فکر میکرد راست میگم قبل عید بود بهش واقعیت گفتم بهم گفت من میدونستما ولی هر کاری کردم یادم نبود تو بودی یا نه که بچه ها گفتن تو تو کلاس بودی من بیخیال شدم
البته بگم چون مدرسه ما مثلا با کلاس بود سال چهارم هم برامون یک زنگ عربی گزاشته بودن