دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 47906

تاریخ انتشار : بهمن 1391

جلوي شومينه نشسته بودم. خواهر دهه هشتاديم(گوودزيلااا) اومده بود هي از سر و كولم آويزون مي شد و مي خواست كه باهاش بازي كنم.!!! هرچي از بابامينا واسه نجاتم كمك مي خواستم اصلا بهم محل نميدادن!!!
يهو حرصم درومد و مدل بچه هاي 4جوك بهش گفتم ااااااه ولم كن ديگه گودزيلا!!! آقا يهو همه نگاهاي خشم آلود برگشت سمت من! از ترس داشتم سكته مي كردم. خدارو شكر نبوديد ببينيد چه القابي كه بهم نسبت ندادن
نتيجه اخلاقي: ديگه مدل كسي حرف نزنيد؛ مدل خودتون بهتره