دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 47002

تاریخ انتشار : بهمن 1391

نمیدونم راهنمایی بودم یا دبیرستان ! با تاکسی میومدم خونه یه آن دست کردم تو کیفم دیدم ای دل غافل یه دوزاریم توش نیست ! هی فکر کردم چی کار کنم چی کار نکنم ؟ سر کوچمون دیدم بهترین کار فراره !! حالا نگو راننده از اين قاتياس(غاطياس) آقا تا وایساد من الفرار اونم نامردي نكرد دستیو کشید پیاده شد د بدو دنبال من ... من بدو اون بدو که رفتم سینه به سینه بابام که با اور کت و کروات شیک و مجلسی داشت خرمان خرمان میرفت خونه !!! گفتم بابا بابا پول یارو رو ندادم در رفتم بابامم با اون پرستیژش دست کرد جیبش پول یارو رو داد که 200 تومنم نمیشد یارو هم با کلی بوووووووووق فراوان و بدو بیراه گذاشت رفت سمت ماشینش که وسط خیابون ولش کرده بود حالا من بدو دنبالم بابام با او پرستيژش بدو...دوييدن بابام يادم ميوفته زمين گاز ميزنم !! :)))))