دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 46996

تاریخ انتشار : بهمن 1391

زمستون مریض بودم بد رقم رفتم امپول بزنم ، پرستاره گفت برو بخواب رو تخت ، شلوارت رو بکش پایین تا بیام
منم دیدم يه تخت تو اتاق خالی هست سرمو انداختم پايين رفتم شلوارمو کشیدم پایین و خوابیدم رو تخت
یه 10 دقیقه گذشت دیدم پرستاره هی صدا میزنه اقای فلاني
منم صدا زدم اینجام
اومد زد زیرخنده گفت چرا اینجا خوابیدی ؟گفتم برو اتاق تزریقات نه اتاق انتظار
برگشتم دیدم پشت سرم 20 تا ادم رو صندلی نشستن و من 10 دقیقه داشتم براشون نمایش میدادم
با اعتماد به نفس...گردني صاف(ساف)...سري بالا...شلوارمو کشیدم بالا رفتم بیرون