دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 46888

تاریخ انتشار : بهمن 1391

آقا ما تو یه آزمونی شرکت کرده بودیم که از قضا(غذا.قزا.غضا)قبولم شدیم
گفتن فلان روز باید بری مصاحبه چشتون روزه بد نبینه کتابارو خورده بودم دیگه
یه تیپه بچه مثبتیم زده بودمو رفتم.
تا نوبته من شد که برم تو این یاروو چپ چپ نگاه کردو یه چندتا سواله پرت پرسیدو گفت این سواله آخره جواب دادی که هیچ ندادی خدافظ
منم که کلی ازین کتابا خونده بودم با اعتماد به نفس گفتم بگو حاج آقا..
حاج آقا فرمودند هبوت چیست
منم خوشال که چه سواله آسونی
هر دو رکعت نماز بینششش......
حاج آقا: اون قنوته اینی که من گفتم هبوته...
من هنگ کرده بودم این چیه باز....
حاج آقام که دید نمیدونم یه لبخندی زدو گفت خوش اومدی
گذشت ازین داستان که تو یه جمعی بودیم یکی ازین روحانیا نشسته بود رفتم داستانو واسش تعریف کردم که بم گفت مگه میخواسی مرده شور خونه استخدام شی!!!؟؟؟
باز من هنگ که اینم اینجا شوخیش گرفته.گفتم نه چطور!!
گفت به اون جاهایی که موقعه سجده روو زمین قرار میگیره و مرده شورا باید بیشتر دقت کنن توو شستن میگن هبوت..
خو مرده حسابی نمی خواین استخدام کنین این سوالا چیه!!!
والا به قرااااان...