دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 46825

تاریخ انتشار : بهمن 1391

رفته بودم حموم وفکرمیکردم امروز چه روزعجیب وغریبه:1.نگاه ترسناک خانواده2.تیکه انداختن پدر به من موقع نمازصب3.صب زودبلندشدنم توسط مامان گرامی4.کمک کردن خانواده به یکدیگربرای تمیزی خانه(عجیب)4.پول قرض گرفتن داداشی ازمن5.وغیره.نمیخام ریابشه
ازحموم اومدم بیرون دیدم لامپ هاخاموشه خواستم برم تواتاق که لباس بپوشم
در روبازکردم لامپ هاروشن شد ودشمنان(خانواده وفامیل) هجوم آوردند.همگی:
تولدتولدتولدت مبارک بیا......منم که مات ومبهوت وبدون لباس خیره باخود زمزمه میکردم:
چه خاکی بسرم شد آبروم رفت وای خداودشمنان تمسخرکنان میخندیدند.لازم به ذکراست که زیرشلواری داشتم.ایشالا براشمام اتفاق بیفته اگه بخندین