تاریخ انتشار : بهمن 1391
عاغا من بچه که بودم یک دفعه با داداشم دعوا کردم اساسی....بابام و داداشم بعد دعوا رفتن بیرون..وقتی برگشتن من سریع با خط خرچنگ قورباغه رو کاغذ نوشتم :ای کسی که این نامه را میخوانی وقعا آدم خری هستی گذاشتم جلو چشم و برگشتم تو اتاق ...من همینطور منتظر که داداشم بره بخونه یهو بابام سید برداشت خوند...نمیدونستم کجا فرار کنم...یک نگاه بد انداخت ب اتاق و برگه رو داد ب داداشم گفت این برای توست...هیچی دیگه دوباره گرد و خاک بلند شد...ینی من با ۹سال تو مرام بابام موندم...











.gif)
.gif)