دوستم داشت با استادش صحبت میکرد استادش با دانشجو های زپرتی معمولی هیچ فرقی نداشت ...
منم رفتم زدم رو شونه اش گفتم نامرد عوضی کدوم گوری بودی دیشب هر چی زنگیدم ج نمی دادی ؟
خیلی مودبانه تو چشمام ذل زد گفت امیتیس جان من بعدا با شما صحبت میکنم ...
گفتم چرا ادای استادای ادبیات رو در میاری ؟؟؟ جواب منو بده ...
حالا استاده مثل ابوالهول منو نگاه میکرد و ساکت وایساده بود!
دیدم داره چشم و ابرو میاد ، گفتم : چرا چشماتو گرد میکنی وزق؟! بعد رو به استادش گفتم : میبینی چه دوستایی گیر میاد این دوره زمونه؟ دوست هم دوستای قدیم ...
سرتونو درد نیارم تا مدتها خدا رو شکر میکردم که مهندسی برق (الان دقیقا متوجه شدین من رشته ام چیه دیگه !) توش شیمی نداره ....
نمایش مطلب شماره 45880
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
16489
بازدید دیروز: 31568
کل بازدید: 532055123
بازدید دیروز: 31568
کل بازدید: 532055123










