برای دهه فجر یه نمایش آماده کرده بودم
آقا نمایش به خوبی و خوشی تموم شد منم خوشحال که ملت خوششون اومده.
داشتم واسه خودم ذوق میکردم که یهو
مجری گفت: خوب الان از نویسنده این نمایش میخوایم دعوت کنیم بیاد رو سن
من (تو دلم): یا حسین برم جلو این همه آدم چی بگم:(
خلاصه ما که تا حالا از این کارا نکرده بودیم
رفتیم رو سن ، مجری میکروفنو داد به من
همه ساکت بودن و منتظر بودم تا من خودمو معرفی کنم
آقا چشتون روز بد نبینه یهو هول شدم گفتم
به نام خدا هستم :|
خیلی ممنون که به نمایش ما خوش آمدین:|
هیچی دیگه خودم فهمیدم چه گندی زدم
کل سالنم زده بودن زیر خنده :)
منم که اصلا نمیتونم جلو خندمو بگیرم ، رو سن زدم زیر خنده آبروم رفت
اصن یه وضعی بودا جاتون خالی :|
نمایش مطلب شماره 45727
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
14155
بازدید دیروز: 31568
کل بازدید: 532052789
بازدید دیروز: 31568
کل بازدید: 532052789










