تاریخ انتشار : بهمن 1391
با خانواده داشتیم میرفتیم مهمونی همین که راه افتادیم چند متر بعد بابام یهو زارررررررررررررررررت زدت رو ترمز. مامانم با سر رفت تو شیشه
منم که کنار پنجره عقب بودم نزدیک شد پرت شم تو خیابون(پنجره باز بود)
من:0
مامانم:0
اجیم:0
داداش دهه هشتادیم:0
مامانم گفت:این چه کاری بودمرد؟؟؟؟(تیریپ ایران قدیمی!)
بابام با یه لبخند ژکوند خیلی اروم برگشت گفت: لطفا قبل از به حرک افتادن خوردرو کمربند ایمنی خود را ببندید..
.
.
.
ینی چی بگم:|











.gif)
.gif)