عاغآ من و پسر عموم تو دانشگاه تو یه کلاسبم بچه اون قدر سنگین رنگین که حتی به من تو دانشگاه سلام هم نمیکنه .هیچی دیگه یه روز تاکسی جلو در دانشگاه ایستاده بود من رفتم توش نشستم بعد من یه دختره کنار من نشست .کمی بعد پسر عمو جان آمد واز در اون طرف تاکسی نشست پیش دختره تاکسی حرکت کردو پسر عمو جان پول داد به راننده و گفت دونفر .من گفتم این کی منو دید !هیچی سریع بهش گفتم ممنون .عاغآ نبودید برگشت دید منو چشاش داشت میزد بیرون.همون موقع حدس زدم دختره مخاطب خاصشه و کرایه اون و حساب کرده نه منو .وقتی پسر عمو جان بدون خدافظی پیاده شد دیگه معلوم شد که بعله دیگه....هیچی دیگه اینگونه بود که پول پسر عمو جان هدر رفت وبعد اون تا مارو تو تاکسی میبینه سریع کرایه اش و حساب میکنه و بلند میگه یه نفر.بابا سنگینیت توحلقم .
نمایش مطلب شماره 45609
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
14135
بازدید دیروز: 31568
کل بازدید: 532052769
بازدید دیروز: 31568
کل بازدید: 532052769










