دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 45432

تاریخ انتشار : بهمن 1391

آغا من و برادرم دقیقا 13 ماه و 3 روز باهم اختلاف سنی داریم واسه همین سر کوچکترین مسله باهم کل کل داریم دوران ابتدایی یه روز داشتیم فیلم میدیدیم تو فیلم یه دختره رفته بود خونه همسایشون که یه پیرزن بود پیرزنه داش به گلا آب میداد دختره هم داش به یه قفس پرنده نیگا میکرد
من فوری گفتم: بلبله
برادرم از لج من گف: نخیییییرم! قناریه!
هیچ کدوممون فرق بلبل و قناری رو نمیدونستیم( البته الان هم نمیدونیم!!)
یهو دختره برگش گف: چه بلبل قشنگی!
آغا منو میگی همچین خر کیف شدم که از خوشالی( دور از حضور! ) یورتمه میرفتم داداشم هم کارد میزدی خونش در نمی اومد
دقیقا 6 ثانیه بعد پیرزن اومد پیش دختره گف: عزیزم اون که بلبل نیس قناریه!!!
رو هوا خشکم زد بدترین لحظه بچگیام بود
برادرم با این که طولش بیشتر از عرضش بود همچین پشتک میزد که نگو
همون لحظه بود که همه استعدادام کور شد و ایران چند نوبل فیزیک رو زود هنگام از دس داد!!
واسه شادی روحم بزن لایکو!