تاریخ انتشار : بهمن 1391
یه چن وخ پیش توحیاط(حیات،هیات،هیاط،...)واستاده بودیم،مامیم خاس بگه شیراب روبازکن،گف شیرابوروشن کن،ینی من داشتم ماشین حمصایه هامونو گازمیزدم،اخرسرکارش ک تموم شد نه گذاش نه برداش،گفت مهسا شیروخاموش کن،ی همچین مامان کم نیاری دارم من!











.gif)
.gif)