دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 44997

تاریخ انتشار : بهمن 1391

عاغا یه شب من به دوستم زنگ زدم گفتم پروزه منو اماده کنه فردا برم بگیرم ازش صبح زود دوستم کار داشت تو دانشگاه رفت بهم زنگ زد گفت زود برو پروزه رو از مامانم بگیر که داره میره بیرون منم تازه از خواب بیدار شم نمیدونم چطور حاضر شدم رفتم بیرون همن جور خواب آلود بودم تا رسیدم دم خونه اونا زنگ رو زدم مامانش اومد دم در بعد سلام احوال پرسی گفت مامان اینا خوبن گفتم بزرگیتونو میرسونم !!!!
مامان دوستم 0-0 :))
من /:)بعدش دوزاریم افتاد دیگه هیچی وقتی میبینم روم نمیشه نیگاش کنم از خجالت ذوب میشم