دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 44907

تاریخ انتشار : بهمن 1391

عاقا یادش بخیر سوم دبیرستان بودم امتحان زیست داشتم به دلیل بی دلیلی ذهن منم خالی از محتویات بود یعنی هیچی نخونده بودم از قضا با رفیق شفیقم برا تقلب هماهنگ کردیم اقا چشمتون روز بد نبینه این مراقب مارموز ما که خدا خفش کنه نمیدونم از کجا فهمیده بود
عاقا اول ک جامو عوض کرد هیچ تا اخر جلسه 4چشمی منو میپایید ک دس از پا خطا نکنم خلاصه ب هر بدبختی بود دهو گرفتم دیگه...بعد این قضیه مراقبه هر وخ منو میدید ی خنده ی شیطانی تحویلم میداد://
بعععله زمان ما یه تقلب ازمون میگرفتن جرمش اندازه ی حمل بمب اتمی بود ولی حالا...