تاریخ انتشار : بهمن 1391
سر کوچمون ی بانکه
رفتم پول خورد کنم
شماره گرفتم منتظر نوبتم شدم
هیچی دیگه مامانم اومد جعمم کرد
تازه فهمیدم نوبت لازم نبوده
تاخونه عین ی حیوون نجیب دویدم
من:-|||||||||||||||
مامانم:((((((((((((
ازم نا امید شد
حیوون نجیب:-))))))))))))))))))
خاوری:-))))))))))))))











.gif)
.gif)