دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 44709

تاریخ انتشار : بهمن 1391

دوم دبیرستان بودم... منو دوستم شری بودیم که هر خرابکاری میشد اول از همه مارو به دفتر احضار میکردن...
یه بار معلم دینی مارو از کلاس بیرون کرد، ما هم نامردی نکردیم از بیرون کلاس اذیتش کردیم (کوبیدن در کلاس و انداختن سنگ و چوب توی کلاس و ... )
اونقدر که طفلی التماس میکرد بیاید سر کلاس بشینید... ماهم نمیرفتیم
بچه پرروهایی بودیم ما...
خدا رحم کنه...