شب بود برق رفته بود که دوستم زنگ زد بیا بریم پارک محل حال میده من اوکی دادم و رفتیم رو نیم کت نشسته بودیم که دوتا دختر از جلومون ر د شدن که دوستم خر شد گف بریم دنبالشون که من باید به یکیشون شماره بدم به هزار زحمت منو راضی کرد که بریم اقا رفتیمو تو مسیر که دنبالشون بودیم این رفیقم هی میگفت این سمت راستیه مال من اون مال تو ببین این سمت راستیه چه اندام توپی داره و چه شیک را میره /هی میخواست بره شماره بده که شرایطش جور نمیشد/خلاصه انقد رفتیم دنبالشون که دیدیم عجب اینا کجا دارن میرن ایا ؟که دیدیم بعله رفتن دم خونه ی این رفیق ما. همون دختر خوش اندامه همون که شیک را میرفت بعد از کمی حرف زدن با دوستش از ش خداحافظی کردو رفت توخونه ی دوست ما یعنی این دختر چه نسبتی با دوستم داشت ایا؟.............اره یعنی من الان چی بگم خو..؟
خواهرشم نمیتونه بشناسه.
شانس اورد من باها ش بودم اگه هرکی دیگه بود ابروش رو تو قوطی میکرد..
امیدورام واس همه اونایی که از این کارا میکنن یه همچین اتفاقایی رخ بده که یکم کم بیارن و اگه یه نمه شرف داشته باشن دیگه دس به این کارا نمیزنن.....
نتیجه اخلاقی :اینکه من خعلی با مرامم که به کسی نگفتم خخخخ
نمایش مطلب شماره 43955
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
14691
بازدید دیروز: 21853
کل بازدید: 532021757
بازدید دیروز: 21853
کل بازدید: 532021757










