تاریخ انتشار : بهمن 1391
میخواستم برم مغازه یه چی بخرم . مامانم قربون صدقه ام (سدغه ام. ثدغه ام ...) رفت و ... نمیدونم چی شد کیسه زباله رو تو دستم دیدم!!
اصلا حواسم نبود با همون کیسه رفتم تو مغازه بعد یهو احساس کردم یه چی تو دستمه دیدم بعععله زباله اس!!
حالا دارم تو مغاز از کار خودم اشک میریزم !! خیلی ریلکس!! اجناسم رو گرفتم !!
1ثانیه نشد ، از مغازه فرار کردم !! زباله رو هم یه گوشه پرت کردم !! نمیدوم چرا از مغازه صدای خنده میومد....؟











.gif)
.gif)