دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 43627

تاریخ انتشار : بهمن 1391

من الان اصلا آبرویی واسم نمونده که. هرچی داشتمو نداشتم خواهر دوستم پودرش کرد البته این خواهرش روی همه ی گودزیلاهارو کم کرده ها
چند وقت پیش واسه یه کاری رفتم خونه ی دوستم ناهارو اونجا خوردم. درحین غذا خوردن. چشتون روز بد نبینه. این خواهره دهن وا کرد. گفت بخور . منم گفتم مرسی ممنون تعارف نکینن
یهو اینجوری میکنه: نه بخور. بخور مثه گاو بخور.
اقا من خندم گرفت یه دفعه غذا پرید تو گلوم. حالا هی اب میده و دوغ میده نوشابه میده .
هیچی دیگه بلند شدم رفتم بیرون خنده هامو انجام دادم. بعد با یه ژست خاص اومدم داخل
هعععععععععععی روزگار