دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 43445

تاریخ انتشار : بهمن 1391

یادش بخیر بچه که بودیم وقتی زنای فامیل با بچه هاشون میومدن خونمون و بچه هاشون پابرهنه میرفتن تو حیات بعد با پاهای خاکیشون میومدن تو خونه و هزارتا خراب کاری میکردن تو خونمون. از اونجایی که منو برادرم خعلی زورمون میگرفت که این زنا بچه ها شون رو نمی کنترولونن نقشه میکشیدیم که چجوری تلافی کنیم مثلا وقتی میرفتیم خونشون تو جیبمون رو پره خاک میکردیم با پیچ گوشتی پیچ قفل خونه/ پیچای کولرو هرچی که پیچ داشت رو باز می کردیم و پیچاشون رو قایم میکردیم یا میرفتیم تو حموم و شامپو صابون و لیفو هرچی که بود رو به هم میرختیم. و اگه میشد یه دعوای حسابی را مینداختیمو خونه رو میترکوندیم.یادمه یه بارم سر همین قضیه تلافی کردن رفتیم خونه خالم رو در کمال ارامش و خعلی شیک اتیش زدیم و فقط چندتا پرده و لباس سوخته بود اخه زود خاموشش کردن.....یه همچین ادمایی بودیم ما