تاریخ انتشار : بهمن 1391
رفتم خونه داداشم. بهم گفت با پسر عمه ها بریم یجا تفریح . منم همیجوری گفتم ازشون بدم میاد. یهو زنداداشم چشاش اینجور شد oo تازه فهمیدم زنداداشم دختر عممه! آرزو داشتم زمین دهن وا کنه شیرجه برم توش! من نمیدونم ازدواج فامیلیو کی اختراع کرد. دیگه روم نمیشه برم خونشون!











.gif)
.gif)