چن وخ پیشا نوبت دکتر داشتم از قراری که واسه ساعت2/30 بعد ازظهر بهم وقت داده بود خیلی عجله داشتم تا هم ناهارمو بخورم هعم برسم مطب دکتر،خلاصه با عجله ناهارمو خوردمو سریع مثل قرقی حاضر شدم واز خونه زدم بیرون،بالاخره رسیدم تا در و وا کردم همه چشمشاشون افتاد به من،منم باغرور سرمو بالا گرفتم تا منشی اسمم رو بنویسه وکارای لازم رو انجام بده،یه نگاه به دورو بر انداختم تا جا واسه نشستن پیدا کنم دیدم همه یه لبخندی دارن بعضیاشونم که جلو دهنشونو گرفتن تا صدا خندشون در نیاد فهمیدم که دارن به من میخندن منم کم نیاوردم گفتم ایش انگاری خوشگل ندیدن خلاصه رفتم نشستم پام رو انداختم رو پام که دیددم بعله سوتی رو دادم جورابامو کشیدم رو زیر شلواریو روش شلوار نپوشیدم یعنی از خدا خاست که مرگ منو هرچه زودتر برسونه،یعنی نوشابه شدم رفتم توزمین
نمایش مطلب شماره 43337
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
8183
بازدید دیروز: 21853
کل بازدید: 532015249
بازدید دیروز: 21853
کل بازدید: 532015249










