یکی از بهترین خاطرات دوران مدرسه ام اینه که بعضی موقع ها زنگ آخر پنج یا شیش تایی از دیوار مدرسه فرار می کردیم ( آره دیوار ، جلو در مدرسمون مبسر گذاشته بودن نمی شد ) ، بقل مدرسمونم نونوایی بربری بود ، نون بربری می خریدیم با سس قرمز و سوسیس ساندویچ درست می کردیم می رفتیم جلو مدرسه مخاطبین خاص چرخ می زدیم، آخر سری هم دیر می رسیدیم خونه ، پدرمونم ازمون سؤال می کرد تا حالا کجا بودی ؟
می گفتم ساعت آخر درس معلممون طول کشید ما را نگه داشت !
اونم زارت ( ذارط - ظارط - ذارت ) می خوابوند زیر گوشم می گفت آره جون خودت ، دو ساعت پیش مدیر زنگ زد خونه گفته فرار کردی از مدرسه ! فرداش رفتیم تعهد دادیم که دیگه فرار نکنیم ، ولی باز هفته ی بعد فرار کردیم ، اون آدم فروش تو کلاس رو هم طوری زدیم که دیگه اسم ما رو هم فراموش کرد چه برسه به اینکه دوباره بخواد ما را لو بده ، درس پرورشی رو تا آخر سال فقط همون دو جلسه ی اوّل رفتیم با ده و نیم پاس شدیم ، چه دورانی بود دوران مدرسه ، یادش بخیر .......
نمایش مطلب شماره 43117
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
2150
بازدید دیروز: 21853
کل بازدید: 532009216
بازدید دیروز: 21853
کل بازدید: 532009216










