تاریخ انتشار : بهمن 1391
داشتیم توی ی مغازه فوتبال میدیدیم
پیروزی استقلال
همه گرم دیدن فوتبال بودن ی پیرمردی اومد تو و با دقت به این فوتبال نگاه میکرد
هممون کیف کرده بودیم که تو این سن و سال چه علاقه و شوقی داره و چه دل جوونی داره پیرمرد
بعد از چند دقیقه دقت گفت
این پیرهن سیاهه کیه چقدر هم میدوه، چرا توپو بهش نمیدن
(منظورش داور بود)
جمعیت ترکید همسایه ها خیال کردن یکی گل زد پریدن در مغازه











.gif)
.gif)