دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 42131

تاریخ انتشار : بهمن 1391

آقا پارسال ما پیش دانشگاهی بودیم. درس مرس هم متوسط ولی زبان انگلیسی فاجعه!
دبیر زبانمون هم ازم قطع امید کرده بود!
خلاصه امتحانهای میان ترم اول رسید و درس خون شدم و زبان رو مثل چی خوندم و امتحانو خوب دادم و نمره بالا!
بعد ازون آق دبیر هر از چند گاهی منو میکشید کنار میپرسید:
تقلب کردی نه!
یه روز دوباره آخر زنگ منو صدا کرد،گفت:
سر امتحان همه حواسم به تو بود،راستشو بگو چجوری تقلب کردی؟
آقا این روند پنج شیش باری تکرار شد تا اینکه سر یکی از امتحانهای ترم دوم،که از قضا مراقبمون هم ایشون بود،از کنارم رد شد پشتش به من شد و منم دست کردم توی آستین جادویی لباسم، یک دفعه جوری که انگار عمدا پشتش رو سمت من کرده بوده باشه پرید رو هوا 180درجه چرخید و فهمید!
برگشت گفت: دیدی بالاخره مچتو گرفتم! دیدی ! دیدی!
گفتم آقا ببخشید دیگه تکرار نمیشه!
میگه د نه د ! سر میان ترم اول هم همین غلطو کرده بودی!فکر کردی نفهمیده بودم!
واسه همچین روزی لحظه شماری میکردم! دیگه دستت واسم رو شده آقای فسقلی!
نه خداییش مراقب جوگیره ما داریم!
فکر میکنه انگار کارآگاهه!