دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 42114

تاریخ انتشار : بهمن 1391

دیروز خیلی دیر وقت از مدرسه اومدم باید با اتوبوس می رفتم اون ساعت اتوبوس انقدر شلوغ بود که اگر می ایستادی باید خدارو شکر می کردی سوار شدم چند تا ایستگاه که گذشت دیدم یک خانم می خواهد پیاده بشه من هم نزدیک در بودم یا باید از پشتم رد می شد که پیاده بشه یا من برم پایین تا پیاده بشه منم انقدر خسته بودم گفتم بذار از پشتم رد بشه یه لحظه رومو به سمتش برگردوندم دیدم داره از اون بالا همه راهل می ده پایین وتو دستش یه پاکت فریزر با کلی کارد توشه گفتم بذار برم پایین تا پیاده بشه جون ادم ارزشش بیشتر از این حرفاست باور کنید این پلاستیک را به قدری از بین مردم محکم می کشید که گفتم هر ان ممکنه پاره بشه
بله دیگه اولین پستم بود