تاریخ انتشار : بهمن 1391
یه دختر خاله دارم دهه گودزیلایی ....:-دی
میره مهد
بعد دوست بهش گفته اره بابام معتاده اینم کلی ناراحت شده واسه اینکه ارومش کنه مثلا خانوم برگشته گفته پس من چی بگم بابام تصادف کرده سوخته جسدشم نداریم
این بچه هم رفته به مامانش گفته اینجوریه
چند روز بعدش خالم رفته بیارتش از مهد مامان بچه کلی به خالم تسلیت گفته معذرت خواسته که نتونستیم بیایم خدمتتون خالم گفته اخه چرا !!!!!!!!!!! جریانو گفنه و اینگونه بود که با اینا شدیم پرجمعیت......











.gif)
.gif)