تاریخ انتشار : بهمن 1391
چند سال پیش داشتم میرفتم خونه یهو چندتا زورگیر خفتم کردم یکیشون چاقو گذاشت زیر گلوم گفت هرچی داری رد کن بیاد :((
لوازم داخل جیب من عبارت بودن از:
یک عدد گوشی نوکیا 1100
یه 50 تومنی پاره پوره
کلیدهام
یه دستمال کاغذی که توش فین کرده بودم :))
دیدم دزده اشک تو چشاش حلقه زد و نامردا یکیشون با زنجیر زد تو کمرم گفت برو کار کن بی عار که ایقد جیبت خالی نباشه )":
ینی ایقد حالیشون نبود که جورابمو بگردن D:











.gif)
.gif)